تبليغاتX
شباهنگ
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت توسط هادی |


يزد در روزگاران قديم، به نوعی نقش مرزبانی ايالتها و نگهبانی راههای متعددی را كه از ايران میگذشته ايفا کرده است.يزد در دوره هخامنشی به ايساتيس مشهور بوده و مرحوم عبدالحسين آيتی محل آنرا در دامنه بلندی های مهريز ذکر کرده است، که هرفته و سريزد کنونی بازمانده آن است. در جغرافيای بطلميوس ايساتيس در دوره هخامنشی از جايگاه استراتژيک و ارتباطی ويژه ای برخوردار بوده و دارای اهميت نظامی، راهداری و بازرگانی بوده است و تا زمان حمله اسکندرمقدونی نيز وجود داشته است.
روايتی است که اسکندر نام ايساتيس را به کثه تغيير داد و بعدها شهر جديد بر ويرانه های آن بنا شد می گويند هنگامی که شماری از بزرگان ايران در ری عليه اسکندر برخاستند، وی آنها را دستگير کرد و همراه خود به فارس برد.چون به ويرانه های ايساتيس رسید زندانيان را در چاهی زندانی کرد و آن محل را کثه ناميد که در زبان يونانی به معنی زندان يا شهر کوچک است.اما اسکندر هنگامی که از ری به پارت می رفت، ايالتهای پارس و ماد را گشوده بود .بنابر اين خاک يزد را که از جرگه پارس و ماد بيرون نبود، از لحاظ سياسی بايستی در رديف سرزمينهای گشوده شده اسکندر مقدونی دانست.يزد در دوران ساسانی رو به توسعه و آبادانی نهاد و از جايگاه اجتماعی و اقتصادی ويژه ای برخوردار گرديد. تاريخ نويسان قديم يزد به اتفاق مطالبی درباره حضور و دخالت شاهان ساسانی بويژه قباد و انوشيروان و يزد گرد اول درمنطقه يزد نوشته اند عمران و آبادی آن را به آنان نسبت داده اند.يزد ريشه در يسن، يشت و يا يزش، به معنای ستايش و نيايش در زبان فارسی ميانه دارد. يزد از يزدان به مفهوم پاک و مقدس و به معنی ذات خداوند نيز می تواند گرفته شده باشد : پس نام کنونی اين استان يادگاری است از دوره ساسانی، و می توان آنراشهر آفريننده خوبيها و پاکيها وشهر خدا دانست.

نمایی از زندان اسکندر یزد

 

آغاز دوران اسلامی:

يزد به دليل جايگاه ويژه خود و قرار گرفتن در کنار شاهراه اصلی شرقی غربی ايران باستان،در نخستين سده اسلامی و درزمان خلافت عثمان،بدست مسلمين افتاد و ازنيمه دوم قرن اول هجری دوقبيله از اعراب فاتح (بنی تميم و بنی عامر) در محلی که اکنون کوی عربها ناميده می شود،اسکان يافتند. تا پايان دوره امويان، يزد به دست اعراب اداره می شد. يزد در تاريخ پر فراز و نشيب خود، روزهای تلخ و شيرين بسيار داشته و در گذر زمان و تحت تأثير عوامل و حوادث گوناگون، دچار آباديها و ويرانيها گرديده است.تاريخ نگاران از زمان صفاريان، سامانيان و غزنويان اطلاعات چندانی رادر اختيار ما قرار نداده اند
اما قرن دوم تا چهارم هجری را(همزمان با احياء دولتهای ايرانی) دوران آسايش و امنيت نسبی و رشد و اعتلای نيروهای توليدی منطقه يزد و احداث و حفر قنات و نهر آبياری وتوسعه اراضی کشاورزی و باغها می دانند. شايد بدليل وجود همين امنيت است که در قرن چهارم هجری و درزمان استيلای آل بويه بر قسمتهای غرب و جنوب ايران و عراق، جمعی از علويان به يزد آمدند و در محلی که به کوی حسينيان معروف شد، سکونت گزيدند. سر شناس ترين ايشان امامزاده سيد جعفر است که در سال 424 هجری قمری وفات يافت و هم اکنون مزارش يکی از زيارتگاههای مورد احترام برای مردم یزد میباشد.

نمایی از امامزاده سید جعفر یزد

+ نوشته شده در سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت توسط هادی |


درشب بي سحر تنهائي!

 

در هجوم اندوه

 

من به يك بارقه مي انديشم.

 

وبه چشمان سياهي كه مرا

 

در هياهوي غروب

 

      بفراسوي سحرگاهان برد

 

                                     و به من راز شكفتن آموخت.

 

با من از گرمي مطبوع هزاران خورشيد

 

با من از سبزه ونور

 

                                         با من از باغچه گفت.

 

ودلم را" كه تماميت ناكامي بود

 

بر سر سفره رنگين محبت خواند

 

دستهايم را"

 

كه تبارش يخ بود

 

به صميميت خورشيد سپرد

 

ومرا"

 

به صميميت نور و سبزه

 

به تماميت عشق و ايثار

 

                                     و به ايمان خواند.

+ نوشته شده در شنبه دهم آذر 1386ساعت توسط هادی |


 

يزد ،اين دردانه کوير که تلالو شگرفش ازپس غبار قرنها همچنان ديده نواز است، يکی از مراکز مهم فرهنگ و تمدن بشمار می رود و در بين سرزمينهايی که انسانهای يکجا نشين در پهنه آن عمری چندين هزار ساله را داشته اند، جايگاه خاصي دارد.اينکه در افسانه های تاريخی بنای اولیة مناطقی از يزد مثلا ميبد را به سليمان نبی، و يزد را به ضحاک و اسکندر و ابرکوه را به ابراهيم پيامبرنسبت داده اند، خود از نشانه های ديرينگی تاريخ و فرهنگ اين سرزمين کهن است.هرچند که دربيان تاريخ نمی شود به اين روايتهای افسانه وار تکيه کرداما مجموعه اسناد پراکنده موجود در يزد نيز به سهم خود ميراث شايان توجهی از فرهنگ و تمدن کهن و ريشه دار را در اين سرزمين معرفی می کند برای مثال دست افزارهای سنگی يافت شده در دره های شير کوه"سنگ نگاره های کوه ارنان و سفالینه های منقوش کشف شده در نارين قلعه ميبد و نيز غارهای متعدد استان و مساکن باستانی و آثار معماری و شهر سازی باستانی و يادگارهای آئين های کهن ايرانی نظير آئين مهر پرستی و نيآيش آناهيتا، که در گوشه و کنار اين استان پراکنده است.

 آب انبار رستم گیو

+ نوشته شده در یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت توسط هادی |


روزهاست كه اين فكر مرا به خود مشغول كرده و رهايم نمي كند.ما صاحبان تمدن بزرگ چند هزار ساله ايراني وچند صدساله ايراني_اسلامي هستيم و درسخنهامان به آن ميباليم وافتخار ميكنيم.ولي چه اندازه آنرا ميشناسيم وچه مقدار از آن تمدن وبزرگي در رفتارهامان يافت ميشود.بسياري ازما حتي تاريخ شهروديار خود را نيز به خوبي نميشناسيم پس چگونه ميخواهيم آنرا به ديگران عرضه كنيم وآنانرا با فرهنگ وتمدن ديارمان آشنا كنيم.

بسياري از ما با دنياي رايانه واينترنت سروكار داريم وبوسيله آن مطالب زيادي را به گوش اين وآن ميرسانيم.از گله وشكايت گرفته تا شعر وبيت غزل وهزاران چيز ديگر,ولي چه ميشد اگر دركنار اين مطالب هركداممان اندكي ازتاريخ شهر تمدن منطقه خود را براي ديگران شرح ميداديم!؟واندكي از زيبائي اطرافمان را براي ديگران به تصوير ميكشيديم.

ومن تصميم گرفتم از اين پس در كنار مطالبي كه در وبلاگم قرار ميدهم از شهرم"يزد"واز تاريخ وتمدن مردمان اين ديار برايتان بنويسم وتصايري زيبا از گوشه گوشه اين ديار برايتان به تصوير بكشم تاشايد روزي شماهم ميهمان ديار كويري من باشيد.

                                                                         درآرزوي ميزباني شما

                                                                                    هادي

+ نوشته شده در پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت توسط هادی |